محمد تقي جعفري

201

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىكنند . و مسلم است كه نيروهاى مزبور معمولا در جاذبهء ملاكهاى حيات آدمى قرار مىگيرند . 3 - معمولا ملاك خوشبختىها و بدبختىها با قانون تعيين مىگردد . 4 - قوانين بطور طبيعى موجب رضايت اغلب مردم به موقعيتى مىشود كه در آن قرار گرفته‌اند ، زيرا كلمهء قانون داراى نوعى قداست و جنبهء آرمانى مىباشد كه عمل به آن ، قانع كنندهء حس « آنچه كه بايد بشود » مىباشد . با نظر به اين مختصات و مزايايى كه قانون آنها را در بردارد ، مىتوان به اهميت حياتى كار قانونگذاران پى برد . زيرا آنان هستند كه با كار خود به اضافهء امور مزبوره حس عدالتخواهى بشر را اشباع مىكنند . پس در حقيقت مىتوانيم اين نتيجه را قطعى تلقى كنيم كه قانونگذاران حيات آدميان را مطابق قوانينى كه وضع مىكنند ، توجيه مىنمايند ، لذا دخالت كمترين هوى و هوس و غرض ورزى در منطقهء قانون ، به بازيچه قرار دادن حيات آدميان منجر مىگردد . در اين مورد سؤالى اساسى پيش مىآيد ، و آن اينست كه كجايند آن انسان و يا انسانهايى كه با واقعيات حيات آدميان آشنايى كامل داشته بتوانند كلياتى را از آنها انتزاع نمايد و به صورت قوانين مردم را به پيروى از آن وادار نمايند و چون متفكران نتوانسته‌اند پاسخ صحيح به اين سؤال پيدا كنند ، ژان ژاك روسو مىگويد : « براى كشف بهترين قوانين كه به درد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت هيچ رابطه اى نداشته باشد ، ولى آن را كاملا بشناسد . سعادت او مربوط به ما نباشد ، ولى حاضر بشود به سعادت ما كمك كند . . . بنا بر آنچه گفته شد فقط خدايان مىتوانند چنان كه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند » ( 1 ) . البته مقصود « روسو » از خدايان ، آن اصطلاح باستانى است كه به هر انسانى

--> ( 1 ) قرارداد اجتماعى - ژان ژاك روسو - ترجمهء آقاى غلامحسين زيركزاده - چاپ سوم ص 81 .